محل تبلیغات شما

جان دلم

دلتنگ نباشم! چگونه؟

وقتی همین که شب می‌شود، بغض راه گلویم را می‌گیرد و تا می‌تواند مرا آزرده خاطر می‌کند.

دلتنگ نباشم! چگونه؟

وقتی همین که چشمانم به عکس دونفره‌ای می‌افتد ناخودآگاه شروع به باریدن می‌کند.

و حسرت می‌کشم از آنچه که باید می‌شد اما نشد

دلتنگ‌می‌شوم وقتی این دل لعنتی با تو بودن را هوس می‌کند

دلتنگ می‌شوم وقتی دیگر اجازه‌ای ندارم

که صبح‌هایم را با دوست داشتن تو شروع کنم

دلتنگ می‌شوم برای ثانیه با ثانیه‌های عمرم که با تو گذشت و فراموش نمی‌شوند

دلتنگ می‌شوم برای همان لحظه‌های کوتاهی که تو را در کنار خودم دیدم و باور کردم که تو سهم من‌ می‌شوی از این دنیای نامرد

دلتنگ می‌شوم برای آن همه مهربانی‌های تو که دیگر قسمت من نخواهد شد

جان دلم

دلتنگ نباشم! چگونه؟

وقتی که بیشتر از همیشه حضور داری اما باید باور کنم که نه . فقط توهمی بیش نیست.

حالا تو بگو می‌شود دل تنگ نباشم؟

آنطور که تو دوستم داشتی...

یکی باید چشم های آدم را دوست داشته باشد

دلتنگم و دیدار تو درمان من است

تو ,دلتنگ ,می‌شوم ,می‌کند ,چگونه؟ ,نباشم ,دلتنگ می‌شوم ,می‌شوم برای ,چگونه؟ وقتی ,نباشم چگونه؟ ,دلتنگ نباشم ,دلتنگ نباشم چگونه؟

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها