محل تبلیغات شما

یک جا هم تصمیم می گیری برای آخرین بار عکسش را نگاه کنی، برای آخرین بار پیام ها را بخوانی، به صدایش فکر کنی، چشم هایش را به یاد بیاوری، بعد دیگر سراغ مرور خاطراتت نروی و سعی کنی عاقلانه رفتار کنی.

دارم برای بار آخر به خندیدنت فکر میکنم! این بار آخرها چقدر درد دارند. من این بار آخر را دوست ندارم. میخواهم از اول داشته باشمت، جای عکست خودت را، به خندیدنت فکر میکنم، به لبهایی که اسمم را صدا بزند، به بوسیدنت، به دستهایت که مرا نوازش کند، به قلبی که می توانست همیشه دوستم داشته باشد، دلم برایت تنگ شده است. این حرفها را نمی توانم به کسی بگویم و تو آنقدر نیستی، آنقدر نیستی که دوباره مجبورم برای بار آخر عکست را نگاه کنم، به صدایت فکر کنم، چشم هایت را به یاد بیاورم . آخر در این حلقه ی ادامه دار دیوانه می شوم.

پ.ن: یه پست تا چه حد می تونه اتفاقی باشه؟؟؟

تو خورشید من، ماه من و تمام ستارگانم هستی.

آنطور که تو دوستم داشتی...

یکی باید چشم های آدم را دوست داشته باشد

دلتنگم و دیدار تو درمان من است

بار ,فکر ,آخر ,آخرین ,عکست ,آنقدر ,آخرین بار ,برای آخرین ,بار آخر ,به یاد ,را به

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

شاعرانه عشق