صدایت را که میشنوم دلم ارام میگیرد
نفس در سینه تنگ میشود .
صدایت را که میشنوم خاطرههای روزهای شیرینم دوباره تکرار میشود
صدایت همچون قهوه تلخی، همچون برگهای پاییزی و سوز باد زمستان میماند
کاش میشد صدا را بغل کرد، بوسید و ستایش کرد
صدایت را که میشنوم .
پاهایم سست و قلبم به تپش میافتد و دنیا زیبا میشود
صدایت را که تنها من نه قلمم که میشنود
مینویسد عاشقانهترین شاعرانهها را .
صدایت همچون کیمیاییست که ارزشش را جز کیمیاگران عشق نفهمند
صدایت را دوست دارم
صدا کن مرا .
صدایت ,همچون ,میشود ,میشنوم ,دوست ,صدا ,صدایت را ,را که ,میشود صدایت ,که میشنوم ,صدایت همچون

درباره این سایت